تبليغاتX
آزاد اندیش
 لحظه های کاغذی

خسته ام از آرزوها ، آرزوهاي شعاري
شوق پرواز مجازي ، بالهاي استعاري


 

لحظه هاي کاغذي را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بايگاني،زندگي هاي اداري


 

آفتاب زرد و غمگين ، پله هاي رو به پايين
سقفهاي سرد و سنگين ، آسمانهاي اجاري


 

با نگاهي سر شکسته،چشمهايي پينه بسته
خسته از درهاي بسته، خسته از چشم انتظاري


 

صندلي هاي خميده،ميزهاي صف کشيده
خنده هاي لب پريده ، گريه هاي اختياري


 

عصر جدول هاي خالي، پارک هاي اين حوالي
پرسه هاي بي خيالي، نيمکت هاي خماري


 

رو نوشت روزها را،روي هم سنجاق کردم:
شنبه هاي بي پناهي ، جمعه هاي بي قراري


 

عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزي ، باد خواهد برد باري


 

روي ميز خالي من، صفحه ي باز حوادث
در ستون تسليتها ، نامي از ما يادگاري

 

قیصر امین پور

|+| نوشته شده توسط صادق در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 و ساعت 6:36  
 السلام علیک یا فاطمه معصومه(ع)

حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذيقعده سال 173 هجري، در شهر مدينه چشم به جهان گشودند. اين بانوي بزرگوار، از همان آغاز، در محيطي پرورش يافتند که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و تقوا، راستگويي و بردباري، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگي و پاکدامني و نيز ياد خدا، از صفات برجسته اين خاندان پاک سيرت و نيکو سرشت به شمار مي رفت. پدران اين خاندان، همه برگزيدگان و پيشوايان هدايت، گوهرهاي تابناک امامت و سکان داران کشتي انسانيت بودند.

 

 

حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضايل و مقامات است. روايات معصومان (ع) فضيلت ها و مقامات بلندي را به آن حضرت نسبت مي دهد. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايند: «آگاه باشيد که براي خدا حرمي است و آن مکه است؛ و براي پيامبر خدا حرمي است و آن مدينه است. و براي اميرمؤمنان حرمي است و آن کوفه است. بدانيد که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشيد که قم، کوفه کوچک ماست، بدانيد بهشت هشت دروازه دارد که سه تاي آن ها به سوي قم است. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت  مي شوند.»

یا فاطِمَةُ اِشْفَعى لى فِى الْجَنَّةِ ؛

اى فاطمه(معصومه) در مورد بهشت از من شفاعت كن ،

ولادت باسعادت كوثر هميشه جاري كوير قم، حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها مبارک

|+| نوشته شده توسط صادق در پنجشنبه نهم آبان 1387 و ساعت 6:3  
 مناجات...

انسان گاه گاهی خود را فراموش می‌کند، فراموش می‌کند که بدن دارد، بدنی ضعیف و ناتوان که، در مقابل عالم و زمان کوچک و ناچیز و آسیب پذیر است، فراموش می‌کند که همیشگی نیست، و چند صباحی بیشتر نمی‌پاید، فراموش می‌کند که جسم مادی او نمی‌تواند با روح او هم پرواز شود، لذا این انسان احساس ابدیت و مطلقیت و غرور و قدرت می‌کند، سرمست پیروزی و اوج آمال و آرزوهای دور و دراز خود، بی خبر از حقیقت تلخ و واقعیتهای عینی وجود، به پیش می‌تازد و از هیچ ظلم وستم رو گردان نمی‌شود...

ادامه مطلب رو در وبلاگ سکوت سبز بخوانید

|+| نوشته شده توسط صادق در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 و ساعت 8:1  
 این رمضان بود که گذشت یا عمرم که سپری شد؟...

رمضان گذشت از من چه كنم كه بينوايم
دل من ز حبّ دنيا نگذشت اي خدايم
تبعات هر گناهم شده بود سدّ راهم
تو به من عطا نمودي كه نباشد ادعايم
چو شدم گداي كويت شده‏ام خجل ز رويت
تو نشسته‏اي كنارم كه روا كني دعايم
متزلزل است بارم به كجا كشيده كارم
چه وداع اشكباري، شده آتشين بكايم
به كجا روم خدايا پس از اين سحر، سحرها
شب جمعه‏اي بيايد كه به سوي تو بيايم
به فداي ميزباني كه به وقت ميهماني
به بر گدا نشست و بر خويش داد جايم
چه دعاي باصفايي، چه رفيق باوفايي
چه خداي آشنايي كه نمود آشنايم
چه دعاي افتتاحي چه دو چشم پر سلاحي
چه توسلي چه ذكري چه بگويم اي خدايم
چه دمي چه نوحه خواني چه شبي چه گريه‏هايي
چه غمي چه روضه‏هايي كه تو كرده‏اي عطايم
به صفاي ليلة القدر به جمال نيمه بدر
تو خريدي آبرويم كه گداي هل اتايم
تو از اين خمارخانه بنمودي‏ام روانه
دل شب مدينه بردي كه غلام مجتبايم
به شب نزول قرآن، به شكاف فرق فرقان
به دلم نشست قرآن چو نمود علي صدايم
به علي و زينبينش به محبت حسينش
بنويس جان زهرا كه شهيد كربلايم
بنويس جان مهدي كه منم از آن مهدي
بخدا قسم خدايا كه نشان دهم وفايم

|+| نوشته شده توسط صادق در دوشنبه هشتم مهر 1387 و ساعت 0:24  
 ربنا...

هر سال که ماه رمضون میاد ، بعضی چیزها انسان رو بیشتر شیفته و واله خودش میکنه. مثل سحری خوردن و گوش کردن به دعای سحر ... یا شنیدن ربنای شجریان و صدای اذان موذن زاده اردبیلی ... در حدود سی ساله که سفره افطار ما ايرانيها با ربناي استاد شجريان رنگ و بوي ديگه اي گرفته... میخوام یه ذره بیشتر درباره استاد شجریان و ربنای ماندگارش توضیح بدم... البته شاید این مطلب رو قبلا شنیده و یا خوندید... اما...

ربناي استاد شجريان با پشتوانه آموزشهاي دوران جواني اش و در روزهايي که در محضر پدر آموزشهاي قرآني مي ديد شکل گرفته و در تير سال 58 براي اولين بار در يک استديو ضبط شد. اين قطعه بعدها در آلبوم " به ياد پدر" ضبط و اجرا شد.

 

                                      

 

استاد محمدرضا شجريان درباره چگونگي اجراي اين اثر ميگه : "انگيزه اصلي من در خواندن اين دعا تدريس آن به دو هنرجو بود و پس از اينکه اين قطعه کامل شد براي ضبط امتحاني به همراه اين دو شاگرد به يکي از استوديوها رفتيم و اين دعا را بدون هيچ زمينه قبلي اجرا کردم و نسخه اي از اين اجرا را را براي آموزش شاگردانم به آنها دادم اما پس از مدتي اين قطعه بدون اجازه از راديو پخش شد".

آواز ربنا طبق سنت اجرايي اين دعاها روي الحان قرآني خوانده شده است اين قطعه از دستگاه "رست" يا "راست" شروع شده و در خاتمه به دستگاه "عجم" که به ماهور يا چهارگاه هم معروف است ، پايان يافته است.

این هم از ربنای استاد شجریان ، البته با صدای آزاد اندیش (هر وقت گوش کردین ، ما رو هم دعا کنيد)...

ربنا (سرور1)

ربنا (سرور2)

 

|+| نوشته شده توسط صادق در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 و ساعت 15:12  
 بيگير منو که اومدم...
از من سلام...

از همه دوستانی که توی این مدت نبودم خیلی خیلی عذر میخوام...

برای اینکه دوستان فکر نکنن که براشون کلاس گذاشتم و خودمو گرفتم ، همين جوري يه پست مطلب گذاشتم و خواستم بگم که "ما هم هستيم"...

يه مدت بود که حالت دپرسي بهم دست داده بود... اصلا  بين بچه ها ، به "صادق ناله" معروفم... 

در هر صورت از وبلاگ نويسان و  کلا کساني که اين همه لطف دارن و بهم کامنت ميزنن عذرخواهي ميکنم...

به جون خودم قول ميدم موتور وبلاگم رو از همين الآن روشن کنم و ايشاالله گرم نگهش دارم...

 

 

|+| نوشته شده توسط صادق در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 و ساعت 18:20  
 به همین سادگی...

إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَإِلَيْنَا الْمَصِيرُ

ماييم كه خود زندگي مي‏بخشيم و به مرگ مي‏رسانيم و برگشت به سوي ماست

(سوره ق - آيه 43)

-----------------

خدا بيامرزه خسرو شکيبايي رو...

 اونم رفت...

به همين سادگي...

یکشنبه ، شب اول قبرش بود...

اصلاً فکرش رو مي کرد که شب 31 تير 1387 ، شب اول قبرش باشه؟...

حالا اون مونده و اعمالي که توي اين دنيا انجام داده...

اما کِي قرعه به نام من ميفته؟...

کِي ميشه که يه نفر براي من همين مطالب رو بنويسه؟...

اصلاً کسي برام اين چيزها رو مينويسه؟...

باهم که تعارف نداريم... بالاخره جاي هممون همون جاست... منظورم سينه کش قبرستونه...

در هر صورت ، به نظر من بيشتر از اينکه براي عزيزاي از دست رفته مون تاسف بخوريم ، يه ذره مواظب اعمال و کردار خودمون باشيم...

يعني اينکه به هم بدي نکنيم ، اجناس رو دولّا پهنا به هم قالب نکنيم ،‌ سر پدر و مادرمون داد و فرياد نزنيم ، از همه مهمتر نماز اول وقت فراموش نشه... و بالاخره ، تا دو روز از اين قضيه گذشت ، همه چي از يادمون نره...

به هر حال مواظب خودتون باشيد...

|+| نوشته شده توسط صادق در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 و ساعت 9:38  
 السلام علیک یا بنت امیرالمومنین

ای شکوه حماسه در سراپرده حیرت! ای زخم خورده نینوا! ای بانوی خورشیدهای دربند! ای زینب قهرمان! تو که خود ، وسعتی به اندازه همه سوگ های آفرینش داشته ای ، تو که خود دریای بی کران اشک را ساحل بودی ، چگونه باید بر تو سوگواری نمود که ما سوگواری را از تو یادگار داریم.

تو که آواز سرخ کربلا را از حنجره بردباری ات ، به گوش تاریخ رساندی و اگر این حنجره صبوری و آن نطق آتشین تو در کاخ یزیدیان نبود ، داستان جان سوز آن ظهر عطشناک در کوچه های تاریخ به دست فراموشی سپرده می شد.

السلام علیک یا بنت امیرالمومنین یا زینب(س)

|+| نوشته شده توسط صادق در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 و ساعت 17:15  
 السلام علیک یا علی بن ابیطالب

صداي سلام و صلوات فرشتگان كه از آسمان فوج فوج به پايين آمده و بر گردا گرد كعبه طواف مي كنند به گوش مي رسد.

همه زمين غرق در نور و شادي و سرور است ؛ گويا اتفاق خاصي در شرف رخ دادن است.

شادي در ميان فرشتگان ملكوتي موج مي زند ؛ همه در انتظار اتفاقي خاص هستند؛ شب سيزدهم رجب است ؛ نوري از آسمان به زمين مي آيد؛ تلالو رنگهاي خاص.

ريسه هايي از نور ميان زمين و آسمان ؛ مكه را غرق نور ساخته ؛ ديوار كعبه به آرامي از هم باز مي شود و فاطمه بنت اسد؛ خندان در حالي كه مولودي كوچك در لباسهايي از حرير سپيد در آغوش دارد ؛ به آرامي در ميان صلوات و درود و هلهله فرشتگان آسماني قدم به بيرون مي گذارد.

آري مردي از جنس ايمان و عشق پاي به اين زمين مي گذارد تا روزي شهر علم پيامبر شود؛ وصي و جانشين نبي خدا گردد؛ اولين ستاره درخشان امامت و ولايت گردد؛ همسر "ام ابيها" شود و تنها مرد حق و عدالت در روي زمين باشد.

13 رجب ؛ روز مبارك ميلاد نور بر همه عالميان و خاكيان است ؛ نور سرور و شادي ؛ روزي كه جانشين پيامبر اكرم (ص ) كه هيچ كس را همتا و هم شأنش نيست در ايمان ؛ شجاعت و ايثار؛ بزرگي و در همه خصلتهاي خوب ديده به جهان مي گشايد تا شفيع درد دردمندان باشد و آلام بخش و تيمار ده مظلومان و يتيمان...

                 

السلام علیک یا علی بن ابیطالب

|+| نوشته شده توسط صادق در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 و ساعت 7:49  
 ديدار...
چند روز پیش اعضای تحریریه اخبار قرآنی سیما در دیدار با دو تن از مراجع عظام تقلید به شهر مقدس قم مشرف شدند. حضرات آيات مکارم شيرازي و جعفر سبحاني.

 اون کسی که پیراهن چهارخونه پوشیده ، آزاد انديشه...

 

|+| نوشته شده توسط صادق در یکشنبه نهم تیر 1387 و ساعت 8:34